X
تبلیغات
رایتل

چهارشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 11:56 ب.ظ



هنوز هستم

اما چه نرم خواستن هایم رنگ روزمرگی می گیرند

حتی دیگرتکرار خواسته نشدن ها هم کسل کننده  شده اند. این روزها تقریبا دیگر حتی تتمه ای نه از دلخوریها در ذهنم  باقی  می ماند نه دلبستگی نه حتی صدای کر کننده خاطرات حسادتهای زنانه معمول

دچار یک جور بی عاری پیش رونده شده ام ، یک جور وسواس مالیخولیا وار که تعریف از هرچه عاطفه و احساس ،رگه های صورتی رنگی از خودم را روی نوستالوژی هرچه صدا و تصویربالا می آورد.

این روزها بیشتر فیلم نگاه می کنم، کتاب می خوانم و گاه از خواندن فلسفه حیات اوشو به قهقهه می افتم، ساعتهایم با بچه هایی می گذرد که با یک دنیا تخیل از آرزوهایشان حرف می زنند و من با حرارت از گذز زندگی، درست نگاه کردن، دوست داشتن بی توقع و خیلی چیزهای به درد نخور دیگری صحبت می کنم که در زندگی خودم هم درمان هیچ دردی نشدند ولی از بیهوده بودن تلاششان چیزی نمی گویم و مثل انسانی که به ظاهر مساله مهمی را مخفی کرده است به رویشان لبخند می زنم

 در کل در نگاه اول ملایمتر شده ام اما هربارکه صدای فریاد خشم بیهوده ای از تمام تصورات خامم از آدمهایی که با ظاهر و لباسهای رنگارنگ هیچ گاه تفاوتی باهم نداشتند به آسمان می رود دلم می خواهد تنها باشم.

من هستم ، همین هم برای داشتن تکه ای خودخواهی  و بازنده نبودن کافیست 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo