X
تبلیغات
رایتل

اندر احوالات ما

پنج‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 03:21 ب.ظ

سلام

خوبید؟

از احوال من اگه می پرسید بدک نیستم

نمی دونم خاصیت روزهای آخر زمستونه یا تقصیر حال نزار ما. بازم چند مدتیه که سر کار نمیرم همه انرژیمو گذاشتم برای شرکت تازه تاسیسم با امتحان نفس گیری که داشت اصلا نمی دونم کار درستی انجام دادم یا نه. گاهی اوقات تصور یه کار بی دردسر که از صبح بری برا یکی دیگه تلاش کنی و آخر ماه چندر غاز به عنوان حقوق بذارن کف دستت به نظرم منطقی میاد گاهی اوقات هم با خودم میگم من آدم راکد و تکرار پذیری نیستم همین فکر هم برای انتخاب یه جایی برای اجاره شرکت و تجهییزش ترغیبم می کنه

از خونه تکونی عید هم که نگید چون مدیونید اگه فکر کنید تاحالا دست به سیاه و سفید زده باشم خانومی هم که معمولا ماهی یکی دوبار میومد کمکم حالا مریض شده و نمی تونه کار کنه من موندم و خونه و گردگیری و عادل که به شدت کار داره!!!(البته خودش اینو میگه)

3-4 روزی هم هست که دائما تب دارم و بی حوصله ام، این هم از عنایات دولت خدمتگزار که داروهای بیماریهای خاص و در عرض یک ماه نه تنها عوض کرده بلکه قیمتشو سه برابر فرموده حالا ما موندیم منتظر تا ببینیم کی بدنمون به این یکی دارو عادت می کنه

حالا تو این هاگیر و اگیر یه چیزی به اسم درس خوندن هم به کارهای نکرده روزمره ام اضافه کردم، آخه یکی نیست بگه دختر خوب با اون مدرکی که گرفتی چه گلی به سر خودت و دیگران زدی که بازم..

یه لیست از همه کارهایی که باید انجام بدم درست کردم و با یه گوسفند که به ماتحتش یه آهن ربا چسبوندن، زدم به در یخچال

هر روز نگاشون می کنم و میگم

"حالا کووووووووو تا عید ،فردا هم روز خداست"

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo