X
تبلیغات
رایتل

1...2...3...تیک

سه‌شنبه 12 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 03:41 ب.ظ


با پک عمیقی که فرو می کشد سیگار نیمه جان دوباره عاصی و نورانی می شود

نگاه نیمه باز و کرخش ، بر خنده های ماسیده در قاب عکسهای روی دیوار که دیگر امروز بیشتر شبیه شکلکی است که از ردپای نور و خاک ساخته شده باشد جا خوش می کند،در میان انبوه دودی که از لابلای لبهایش بیرون می دهد تصویرها شکل می گیرند

...

صدای کر کندده موزیک ، تیک تاک فلش ها ،رقص نور، صدای به هم خوردن گیلاسهاو انبوه جمعیتی که تنگاتنگ هم در حال پایکوبی اند

همه چیز در یک آن و یک لحظه آماده برخورد نگاه است

تتتتق..

صدای شکستنی واضح که در میان همهمه ها گم می شوند

در آخر..

1...2...3.... تیک

.....

هوای اتاق، نفسگیر و سنگین در رریه هایش خانه می کند ، شدت سرفه های خلط دار عصبی کننده اش نگاهش را از قاب عکسها به کف زمین می چسباند

...

هوای مه آلود کوه هدیه مناسبی است به ریه هایی که تمام روز در حال بلعیدن سرب اند و

صدای خنده ها و قهقهه های او در میان شوخی بقیه هدیه ای برای خودش

نوشیدن چای گرم بهانه ای برای فرصت دوباره نگاه

و در آخر

1...2...3... تیک

.....

کف اتاق از خاکستر سیگارهایی که بی اجازه و بی تفاوت به روی قالیچه چرمی فرود می آیند پر شده است. لبهای لرزانش را دوباره به آن نزدیک می کند ، سیگارش این بار با  پکی عمیق تر به عمری که دیگر فقط چند دقیقه ای از آن باقی مانده  سلام می کند

...

پارک جنگلی و سکوت پاییزی درختان و تنهایی دونفره..

صدای موزیک ملایم ماشین، گریه، آغوشهای باز او و صدای شنیدن حقیقتی محض

پتک محکمی که با لباس حقیقت به گردنش که به نرمی بر تن او تاب خورده فرود می آید

......

پکی عمیق تر و این بار

تلاقی سرفه های خلط دار با پژواک صدای موزیک ، بوی چای داغ و هوای دم کرده اتاق را یکجا روی قالیچه چرمی بالا می آورد

سیگار را در میان تل خاکستر جاسیگاری خفه می کند ،

خنده های درون قاب محو شده اند.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo