X
تبلیغات
رایتل

سلام

چهارشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 04:07 ب.ظ

سلام.. 

امروز رسیدم  

توی این چند روز، یه دنیا دلم براتون تنگ میشد   

 یکی از همون روزا اینو نوشتمش

 تقدیم به همه دوست جونای خوب بلاگستانم:  

 

 

 

از وقتی بیدار شدم 

بغض مرموزی راه ورود اکسیژن غربتم را تنگ کرده است 

چشمانم پی آشنایی می گردد که می دانم نیست 

اینجا همه چیز خوب است  

مهربانی به وفور یافت می شود  

اما یه چیز بی اهمیت را نمی شود نادیده گرفت 

اینکه هنوز غریبه ام 

گاه به روی همه صورتها چشم می بندم و در دل آرزو می کنم  

کاش وقت باز کردنشان نور شفاف خیابان که از پنجره به صورتم بر می خورد از خواب بیدارم کند 

به قول "سهراب"  

چه خیالی چه خیالی!!! 

رنگ، رنگ، رنگ، صدا، صدا، نور. 

کلافه ام

ببین چه راحت در خیالت منگ می شوم

تماشا ی دریا هم چاره کارنیست،  

واااای که چه سرسختانه و کدر دلتنگم امروز. 

 

نوشته شده در31/05/1390

 

                                                        

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo