نقاش رویاهای محال

یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 10:10 ب.ظ


پشت شیشه مات ومغرور نگاهی که بی تابم می کند حریصانه اکسیژن تنفس می کنم،

بی اعتنا به رسیدن فردایی سرشار از بوی سفر،جاده و هزاران رنگ از خاطره تشنه ای سیراب نشدنی که رویاهای محال را روی جاری ترین سطح آب نقاشی می کشد

و تب
می کنم میان بن بست نفسگیر ثانیه های امروز و سنگینی رسیدن ثانیه های آینده ای که خالی از تو فرا خواهند رسید
لحظه نابیست وقتی که سیال و بی پروا، با چشمان بسته ،بوسه ای روی منحنی ترین سایه گردنت می نشانم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo