X
تبلیغات
رایتل

سهم من

شنبه 24 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 10:37 ب.ظ


تمام امروزم به فکر کردن راجع به حجم وابستگیهایم گذشت،وابستگی هایی که مدتهاست مثل پیله ای زمخت و بی انعطاف به دور داشته هایم پیچیده ام

لحظه های سختی است وقتی احساس کنی خستگی و بی حوصلگی هایت برای دلبستگی به چیزهایی ست که یا هیچ وقت مال تو نبوده اند یا دنیا سهم کمتری از آن را برایت در نظر گرفته است
گاهی اوقات بدجور دلتنگ می شوم انگاری که خدا کوچکترین قفسه سینه دنیا را برای آفرینشم انتخاب کرده است و این حجم از سینه برای دلتنگی، بی حوصلگی، حتی عشق هم به طرز ناعادلانه ای کوچک است
آفریده شدن انسان هم با دلبستگی هایش مقوله عجیبی ست که در کت من یکی نمی گنجد، نه دلیلی برای داشته هایم دارم نه نداشته هایم و چه سخت میان آنچه که خدا، تقدیر، اتفاق (نمی دانم چه اسمی باید روی آن گذاشت) برایم در نظر گرفته است دست و پا می زنم
ای کاش انسان هم مثل ماهی بود با حافظه ای 3 ثانیه ای که عبور هرباره اش را در تنگ کالبد محدودش را زود از خاطر می برد
تک یاخته بودن هم فکر بدی نیست
خدا را چه دیدی؟ شاید برای کالبد بعدیم جلبکی در آبهای اقیانوس جزیره ای ناشناخته را انتخاب کردم.


"من چه سردم امروز
و چه اندازه تنم هشیار است"

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo