X
تبلیغات
رایتل

تکثیر

سه‌شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 02:32 ب.ظ


کاش یه کوه پیدا می کرد

یایه چهار راه خلوت،

یه آدم ناشنوا هم بدک نبود

برای فریادی که تو بدترین حس بدبینیاش نفس می کشید

...

یه اتاق نیمه تاریک تو یه غروب سرد،

یه مرد،

یه آیینه که توش تصویر یه مرد با نگاه تحقیرآمیزی نیشخند می زد

یه لیوان چای نیم خورده و یه جاسیگاری پر از ته سیگار

یه عالمه کاغذ

یه خودکار

یه عالمه حرفهای نگفتنی

کاش  کسی پیدا میشد بی مقدمه بپرسه:

"های چه مرگته؟"

یا یه عابر یه تنه حواله شونه های استخونیش کنه

تا اونم می تونست فریاد بزنه

اونقدر بلند که بوی خون تو سرش بپیچه

کاش یه بهونه پیدا می کرد تا به جای این کاغذ و خودکار کوفتی همه فریادشو رو اونی که تو آیینه بهش نیشخند می زد بالا بیاره

..

کاش یه کوه پیدا می کرد

کاش یه چهارراه خلوت....

...

جاسیگاری را بلند کرد و تو صورت آیینه کوبید

حقارتش تکثیر شده بود.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo