X
تبلیغات
رایتل

شاید روزی وزن بودنم را احساس کنم..

دوشنبه 19 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:13 ق.ظ



بعد از مرگم

 خاکسترم را  پای شمعدانی ها

پخش کنید،

به پاس  روزهایی که

 گلبرگهایشان، رنگ سرخابی ناخن کودکی ام بوده اند

پای آن نرده باغ،

 به پاس آن لحظه های لبخند که به دفتر خاطراتش سنجاق کرده است،

روی کوههای دماوند

به پاس روزهایی که برای آرامشم از برف فرش شدند،

روی ساعتی که

دقیقه های بودنم را

به نرمی گامهای برهنه ای بر آب ،ورق می زد

 خاکسترم را بر تن باد بادک ها بر باد دهید

باشد که مرگ

پایان تمام دلبستگیها باشد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo