X
تبلیغات
رایتل

آدم و حوا

شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 05:41 ب.ظ

 

             

  

من یک زنم ،

گلی پیچیده درتابوت انگ بی وفایی ها

سهمگین تابیده ، سنگین تاب خورده

میان بهت ها،

رسوایی ها. 

  

من زنم

نیازی ساده و راحت

برای دست هر بیگانه ای راغب

زندانی فرصت،

رغبت،  

یک فراری از زندان مخوف،

محبس تکرار صحبتها

میل فریادی رسا

نیاز بی رنگ بسترها  

  

من زنم

یک فدایی در تماس لحظه شک

با تن ارضا

نیاز ساده لمس هوا بر پوستم

زاینده رویش،

نه وسیله، تنگ یک خواهش 

   

من زنم

یک اقاقی یک بغل آرامش و رویا

نه لباسی کهنه و بی رنگ و رو

بر تن این بیمار،

این خسته دنیا 

    

من از جنس پیراهن عشقم 

من از جنس تنم، روحم،آتشم من 

نه سنگینی به روی بالش بی وزن این دنیا  

  

من زنم، 

یک مادرم 

ناله ای شبگیر در سکوتی بی ادعا،

 آبستن روح خدا،

پیچش احساس و دردم من 

 

اسیری با تن نیلی ،

فرسنگها دور از آزادی، 

حس ماندن، 

ویرانه ای متروک بر تن خاکستر اجبار،

بردباری بی بدیل

در تمام عصر و دورانها.

 

رد پای زندگی،

لحظه لحظه خستگی،

جنگجوی بی سپر   

در نبرد تن به تن  

 

منم من  

 یک زنم،

شاخه ای ترد و لطیف، جا مانده در، خشم زمین

ریشه ای از جا برون مانده  

دور از لطف زمینم من. 

 

باورم کن آی دنیایی 

من چو تو 

زاده یک اشتباهم،

اشتباه خوردن یک سیب ، 

سقوط از آسمان، 

نیاز ادراک هوا، خواهش،نوازش. 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo